حافظ غزل شماره 449

فال حافظ با تفسیر

ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا براورده سازی.

حال آنچه را که مایلید قصد و نیت کنید

آنگاه برای گرفتن فال حافظ بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

حافظ غزل شماره 449

حافظ غزل شماره 449

ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری

تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب

به امیدی که در این ره به خدا می‌داری

دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن

به از این دار نگاهش که مرا می‌داری

ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند

ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست

عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم

از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری

حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند

سعی نابرده چه امید عطا می‌داری

 

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 449 حافظ: ای که مهجوری عشاق روا می‌داری

غزل شماره 449 حافظ یکی از غزل‌های عمیق و پرمعنا در دیوان حافظ است که شاعر در آن با زبانی شیوا و تصاویری بدیع، به موضوعاتی همچون عشق، جدایی، امید و ناامیدی پرداخته است. این غزل، توصیفی است از حالتی درونی و احساسات پیچیده شاعر در مواجهه با معشوق.

مفهوم کلی غزل:

  • شکایت از جدایی: شاعر از معشوق خود شکایت دارد که چرا او را از خود دور نگه داشته و به عشاق اجازه نزدیک شدن نمی‌دهد.
  • امید به وصل: با وجود همه این شکایت‌ها، شاعر همچنان امیدوار به وصال معشوق است و به او پناه می‌برد.
  • عشق و دلدادگی: عشق و دلدادگی شاعر به معشوق، محور اصلی این غزل است و شاعر از عمق احساسات خود سخن می‌گوید.

تفسیر بیت به بیت:

  • بیت اول: “ای که مهجوری عشاق روا می‌داری”

    شاعر می‌گوید: ای کسی که جدایی عشاق را روا می‌داری.

  • بیت دوم: “عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری”

    شاعر می‌گوید: عاشقان را از خود دور می‌کنی.

  • بیت سوم: “تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب”

    شاعر می‌گوید: تشنه‌ای را که در بیابان مانده است، به آبی گوارا سیراب کن.

  • بیت چهارم: “به امیدی که در این ره به خدا می‌داری”

    شاعر می‌گوید: به امید اینکه در این راه به خدا توکل داری.

  • بیت پنجم: “گرچه ما را ز نظر کرده‌ای دور”

    شاعر می‌گوید: گرچه تو ما را از نظر خود دور کرده‌ای.

  • بیت ششم: “لیک از این دیدهٔ تر یادگار می‌داری”

    شاعر می‌گوید: اما یاد این چشم‌های اشک‌بار من همیشه در ذهنت باقی خواهد ماند.

  • بیت هفتم: “تا ابد یاد تو در دل ماست”

    شاعر می‌گوید: تا ابد یاد تو در دل ما خواهد ماند.

  • بیت هشتم: “گر چه در سایهٔ لطف تو نیستیم ما مست”

    شاعر می‌گوید: گرچه در سایه لطف تو نیستیم و مست نیستیم.

  • بیت نهم: “لیک از بادهٔ وصل تو سرمستیم”

    شاعر می‌گوید: اما از شراب وصل تو مستیم.

نتیجه‌گیری:

این غزل، توصیفی است از عشق سوزان و بی‌قرار شاعر به معشوقی که به او دسترسی ندارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و زبان آهنگین، احساسات درونی خود را به بهترین شکل بیان کرده است. این غزل، یکی از نمونه‌های بارز غزل‌های عاشقانه حافظ است که در آن، عشق، جدایی، امید و ناامیدی به هم آمیخته‌اند.

نکات قابل توجه:

  • تضادها: در این غزل، تضادهای بسیاری وجود دارد که به زیبایی شعر افزوده است.
  • تصاویر بدیع: شاعر از تصاویر بدیع و نمادین برای بیان احساسات خود استفاده کرده است.
  • زبان آهنگین: زبان این غزل بسیار آهنگین و دلنشین است.

مطالب پیشنهادی از سراسر وب: