شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
خلاف مذهب آنان جمال اینان بین
به زیر دلق ملمع کمندها دارند
درازدستی این کوته آستینان بین
به خرمن دو جهان سر فرو نمیآرند
دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان بین
بهای نیم کرشمه هزار جان طلبند
نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین
حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت
وفای صحبت یاران و همنشینان بین
اسیر عشق شدن چاره خلاص من است
ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین
کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست
صفای همت پاکان و پاکدینان بین
غزل شماره 403 حافظ یکی از غزلهای مشهور اوست که به موضوع ظواهر فریبنده و باطن افراد پرداخته است. حافظ در این غزل، با زبانی طنزآمیز و کنایهآمیز، به نقد برخی از افراد جامعه پرداخته است.
این غزل، نقدی اجتماعی است و به ظواهر فریبنده و باطن افراد اشاره دارد. حافظ در این غزل، به افرادی که ظاهر آراسته و زیبایی دارند اما باطن آنها فاسد است، انتقاد میکند. او همچنین به افرادی که با وجود توانایی کم، ادعای بزرگی میکنند، طعنه میزند.