من ترکِ عشقِ شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور
با خاکِ کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درسِ اهل نظر یک اشارت است
گفتم کِنایتی و مکرر نمیکنم
هرگز نمیشود ز سرِ خود خبر مرا
تا در میانِ میکده سر بَر نمیکنم
ناصِح به طَعن گفت که رو ترکِ عشق کن
محتاجِ جنگ نیست برادر، نمیکنم
این تقویام تمام، که با شاهدانِ شهر
ناز و کرشمه بر سرِ منبر نمیکنم
حافظ جنابِ پیرِ مُغان جایِ دولت است
من تَرکِ خاک بوسیِ این در نمیکنم
این غزل زیبا و پرشور حافظ، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق و لذتهای زندگی است. حافظ در این غزل، با زبانی صریح و قاطع، اعلام میکند که هرگز از عشق و لذتهای دنیوی دست نخواهد کشید.
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم … (بقیه غزل)
حافظ در این غزل، به زیبایی به توصیف عشق، لذتجویی و زندگی کردن در لحظه میپردازد. او با استفاده از زبان ساده و شیوا، احساسات عمیق خود را به تصویر کشیده و از لذت بردن از زیباییهای دنیا دفاع میکند. این غزل، بیانگر روحیه شاداب و لذتجویانه شاعر است.
تعبیر فال این غزل میتواند بسته به شرایط فرد متفاوت باشد. اما به طور کلی، این غزل میتواند نشاندهندهی نیاز به شادی و نشاط، لذت بردن از زندگی و تغییر نگرش به زندگی باشد. همچنین، این غزل میتواند به افرادی که درگیر روزمرگی و مشکلات زندگی شدهاند، امید بدهد و آنها را به ادامه دادن تشویق کند.