گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
زهدِ رندانِ نوآموخته راهی به دِهیست
من که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
شاهِ شوریدهسران خوان منِ بیسامان را
زان که در کمخِرَدی از همه عالم بیشم
بر جَبین نقش کُن از خونِ دلِ من خالی
تا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
اعتقادی بِنُما و بِگُذَر بهرِ خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادَرویشم
شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان
که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟
حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
این غزل زیبا و پرشور حافظ، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق و بیاعتنایی او به سرزنشها و انتقادهای دیگران است. حافظ در این غزل، با زبانی صریح و قاطع، به توصیف عشق خود و بیاهمیت شمردن نظر دیگران پرداخته است.
گر من از سرزنش مدعیان اندیشم نتوانم که تو را یک نفس از خاطر بردارم ای باد صبا، شعر خونبار مرا به آن محبوبی که با مژگان سیاه خود رگ حیات مرا مجروح و آزرده ساخت برسان … (بقیه غزل)
در این غزل، حافظ به زیبایی به موضوع عشق و بیاعتنایی به نظر دیگران پرداخته است. او با زبانی صریح و قاطع، عشق خود را به معشوق ابراز کرده و اعلام کرده است که به هیچ قیمتی حاضر نیست از عشق خود دست بکشد.
تعبیر فال این غزل میتواند بسته به شرایط فرد متفاوت باشد. اما به طور کلی، این غزل میتواند نشاندهندهی عشق عمیق و پایدار، بیاعتنایی به حرفهای منفی و دنبال کردن اهداف شخصی باشد. همچنین، این غزل میتواند به افرادی که در روابط عاطفی خود با تردید مواجه هستند، اطمینان خاطر بدهد و آنها را به ادامه دادن تشویق کند.