عاشقِ رویِ جوانی خوشِ نوخاستهام
وز خدا دولتِ این غم به دعا خواستهام
عاشق و رِند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
شَرمَم از خرقهٔ آلودهٔ خود میآید
که بر او وصله به صد شُعبده پیراستهام
خوش بسوز از غَمَش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
با چُنین حیرتم از دست بِشُد صرفهٔ کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
همچو حافظ به خرابات رَوَم جامه قبا
بو که در بَر کَشَد آن دلبرِ نوخاستهام
غزل شماره 311 حافظ یکی از غزلهای مشهور و پر انرژی اوست که به موضوع عشق، جوانی و زیبایی میپردازد. این غزل با بیت آغازین “عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام” آغاز میشود و به خوبی نشان میدهد که شاعر شیفته زیبایی جوانی است.
هر بیت این غزل به توصیف یک ویژگی خاص از معشوق یا احساسات شاعر نسبت به او میپردازد. به طور کلی، شاعر در این غزل از تشبیهها و استعارههای زیبایی برای توصیف معشوق استفاده کرده است.
این غزل، توصیفی شاعرانه و عاشقانه از زیبایی جوانی و جذابیت معشوق است. حافظ در این غزل به طور همزمان به عشق زمینی و عشق عرفانی اشاره میکند و نشان میدهد که این دو عشق میتوانند در هم آمیخته شوند.
در فال حافظ، این غزل معمولاً به عنوان نشانهای از عشق، زیبایی، جوانی و شروع یک رابطه جدید تعبیر میشود. البته با توجه به وضعیت فال گیرنده و بیتهای دیگر فال، تعبیر متفاوتی نیز میتواند داشته باشد.