هاتفی از گوشهٔ میخانه دوش
گفت ببخشند گنه، مِی بنوش
لطفِ الهی بِکُنَد کارِ خویش
مژدهٔ رحمت برساند سروش
این خِرَدِ خام به میخانه بَر
تا مِیِ لعل آوَرَدَش خون به جوش
گرچه وصالش نه به کوشش دهند
هر قَدَر ای دل که توانی بکوش
لطفِ خدا بیشتر از جرمِ ماست
نکتهٔ سربسته چه دانی؟ خموش
گوشِ من و حلقهٔ گیسویِ یار
رویِ من و خاکِ درِ مِی فروش
رندیِ حافظ نه گناهیست صَعب
با کَرَمِ پادشه عیب پوش
داورِ دین، شاه شجاع، آن که کرد
روحِ قدس حلقهٔ امرش به گوش
ای مَلِکُ العَرش مرادش بده
و از خطرِ چشمِ بَدَش دار گوش
یک غزل امیدبخش درباره بخشش و رحمت الهی
این غزل زیبا از حافظ، بیشتر به موضوع بخشش و رحمت الهی میپردازد. شاعر در این غزل، با استفاده از زبانی عرفانی و نمادین، به بیان امید و خوشبینی خود نسبت به آینده و بخشش گناهان میپردازد.
در این غزل، حافظ با استفاده از زبانی عرفانی و نمادین، به بیان امید و خوشبینی خود نسبت به آینده و بخشش گناهان میپردازد. او با شنیدن این خبر خوش، احساس آرامش و امنیت میکند و به آینده امیدوار میشود.
اگر این غزل به عنوان فال انتخاب شود، میتواند نشانهای از بخشش گناهان، رفع مشکلات و رسیدن به آرامش باشد. همچنین، میتواند نشاندهندهی یک تغییر مثبت در زندگی فرد باشد.
در کل، این غزل، یک غزل امیدبخش و دلنشین است که به ما یادآوری میکند که همیشه به رحمت و بخشش الهی امیدوار باشیم.
برخی مفسران معتقدند که این غزل علاوه بر موضوع بخشش و رحمت الهی، به موضوع عشق و عرفان نیز اشاره دارد. آنها معتقدند که میخانه در این غزل، نمادی از عالم عشق و عرفان است.