در دیرِ مغان آمد، یارم قدحی در دست
مست از می و میخواران از نرگسِ مستش مست
در نعلِ سمندِ او شکلِ مهِ نو پیدا
وز قدِ بلندِ او بالایِ صنوبر، پست
آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیست
وز بَهرِ چه گویم نیست با وی نظرم، چون هست
شمعِ دلِ دمسازم، بنشست چو او برخاست
و افغان ز نظربازان، برخاست چو او بنشست
گر غالیه خوش بو شد، در گیسویِ او پیچید
ور وَسمه کمانکش گشت، در ابروی او پیوست
بازآی که بازآید عمرِ شدهٔ حافظ
هرچند که ناید باز، تیری که بِشُد از شست
یکی از زیباترین و پرطرفدارترین غزلهای حافظ، غزل شماره 27 است که با بیت معروف “در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست” آغاز میشود. این غزل، توصیفی عاشقانه و عرفانی از دیدار محبوب و لذت بردن از حضور اوست.
این غزل، یکی از زیباترین و پرمعناترین غزلهای حافظ است که به دلیل زیبایی کلام و عمق مفاهیم آن، همواره مورد توجه شاعران و علاقمندان به ادبیات فارسی بوده است.