نصیحتی کُنَمَت بشنو و بهانه مَگیر
هر آنچه ناصِحِ مُشْفِق بگویَدَت بپذیر
ز وصلِ رویِ جوانان تَمَتُّعی بردار
که در کمینگهِ عمر است مَکرِ عالَمِ پیر
نَعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جوی
که این متاعِ قلیل است و آن عَطایِ کثیر
معاشری خوش و رودی بساز میخواهم
که دردِ خویش بگویم به نالهٔ بَم و زیر
بر آن سَرَم که نَنوشَم مِی و گُنَه نکنم
اگر موافقِ تدبیرِ من شَوَد تقدیر
چو قسمتِ ازلی بیحضورِ ما کردند
گر اندکی نه به وِفقِ رضاست خرده مگیر
چو لاله در قَدَحم ریز ساقیا مِی و مُشک
که نقشِ خالِ نگارم نمیرود ز ضمیر
بیار ساغرِ دُرِّ خوشاب ای ساقی
حسود گو کَرَمِ آصفی ببین و بمیر
به عزمِ توبه نهادم قدح ز کف صد بار
ولی کرشمهٔ ساقی نمیکُنَد تقصیر
مِی دوساله و محبوبِ چارده ساله
همین بس است مرا صُحبتِ صَغیر و کَبیر
دل رمیدهٔ ما را که پیش میگیرد؟
خبر دهید به مجنونِ خسته از زنجیر
حدیثِ توبه در این بزمگه مگو حافظ
که ساقیان کمان ابرویَت زَنَند به تیر
این غزل حافظ، سرشار از توصیهها و نصایحی است که شاعر به مخاطب خود ارائه میدهد. حافظ در این غزل، به زیبایی به موضوعاتی چون جوانی، عمر، لذت بردن از زندگی، و اهمیت لحظه حال میپردازد.
بیت اول: “نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر/ هر آنچه ناصح مشفق بگویدت بپذیر” حافظ به مخاطب خود توصیه میکند که به نصایح خیرخواهان گوش دهد و بهانهجویی نکند.
ز وصل روی جوانان تمتعی بردار/ که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر” شاعر میگوید از زیبایی جوانان لذت ببر، زیرا عمر کوتاه است و دنیا فریبنده است.
نعیم هر دو جهان پیش عاشقان به جوی/ که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر” حافظ میگوید عاشقان به دنبال لذتهای دنیوی و آخرت هستند، زیرا لذتهای دنیوی کمدوام و پاداش آخرت بسیار زیاد است.
معاشری خوش و رودی بساز میخواهم/ که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر” شاعر میخواهد با دوستان خوش بگذراند و درد دل کند.
بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم/ اگر موافق تدبیر من شود تقدیر” شاعر میگوید اگر تقدیر با او یار باشد، از گناه و شراب دوری میکند.
چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند/ گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر” حافظ میگوید اگر قسمت از پیش تعیین شده است، به مقدرات الهی خرده نگیر.
چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک/ که نقش خال نگارم نمیرود ز ضمیر” شاعر از ساقی میخواهد که شراب در جام بریزد، زیرا یادگار محبوبش از ذهن او پاک نمیشود.
بیار ساغر در خوشاب ای ساقی حسود/ گو کرم آصفی ببین و بمیر” شاعر از ساقی حسود میخواهد جام شراب بیاورد و به کرم آصف اشاره میکند و میگوید حسادت بیهوده است.
به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار/ ولی کرشمه ساقی نمیکند تقصیر” شاعر میگوید بارها قصد ترک شراب کرده، اما وسوسه ساقی او را از این کار بازداشته است.
می دوساله و محبوب چارده ساله همین بس است مرا/ صحبت صغیر و کبیر” شاعر میگوید برای او دوستی با شراب کهنه و محبوب جوان کافی است.
در این غزل، حافظ به موضوعات مختلفی از جمله: لذت بردن از زندگی، گذر زمان، عشق، دوستی، تقدیر و دین اشاره کرده است. او به مخاطب خود توصیه میکند که از زندگی لذت ببرد، به دوستان خوش بگذراند و به تقدیر الهی راضی باشد. همچنین، به موضوعات عرفانی و فلسفی نیز اشاره کرده است.
پیام اصلی این غزل، لذت بردن از زندگی در لحظه حال و سپردن امور به خدا است. حافظ به مخاطب خود میگوید که از عمر کوتاه خود بهترین استفاده را ببرد و به دنبال لذتهای دنیوی و آخرت باشد.
اگر این غزل به عنوان فال انتخاب شود، نشان دهنده آن است که فال گیرنده باید از زندگی لذت ببرد و به دنبال خوشی باشد. همچنین، این فال میتواند به او توصیه کند که به نصایح دوستان و بزرگان گوش دهد و به تقدیر الهی راضی باشد.