کِی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد
یک نکته از این معنی گفتیم و همین باشد
از لعلِ تو گر یابم انگشتریِ زنهار
صد مُلکِ سلیمانم در زیرِ نگین باشد
غمناک نباید بود از طعنِ حسود ای دل
شاید که چو وابینی خیرِ تو در این باشد
هر کاو نَکُنَد فهمی زین کِلکِ خیالانگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
جامِ می و خونِ دل هر یک به کسی دادند
در دایرهٔ قسمت اوضاع چنین باشد
در کارِ گلاب و گل حکمِ ازلی این بود
کاین شاهدِ بازاری وان پردهنشین باشد
آن نیست که حافظ را رندی بِشُد از خاطر
کـاین سابقهٔ پیشین تا روزِ پَسین باشد
غزل 161 حافظ یکی از اشعار زیبا و عمیق اوست که به موضوع غم و اندوه و همچنین تاثیر شعر بر روح و روان انسان میپردازد. این غزل با این بیت آغاز میشود:
این بیت به این معناست که چه کسی میتواند با شعر، دل کسی را که غمگین است شاد کند؟
حافظ در این غزل به این موضوع میپردازد که غم و اندوه بخشی از زندگی انسان است و گاهی اوقات شعر نمیتواند این غم را از بین ببرد. او میگوید که تقدیر الهی بر همه چیز حاکم است و انسان باید به آن راضی باشد. همچنین، حافظ به این نکته اشاره میکند که گاهی اوقات شادی و غم در کنار هم وجود دارند و نمیتوان یکی را بدون دیگری تصور کرد.
در ادامه، حافظ به موضوعات مختلفی از جمله گذر زمان، بیثباتی دنیا، و عشق و دلدادگی میپردازد. او میگوید که دنیا فانی است و هیچ چیز پایدار نیست. همچنین، حافظ به عشق و دلدادگی به عنوان یکی از بزرگترین لذتها و دردهای زندگی اشاره میکند.
اگر این غزل در فال حافظ بیاید، میتواند به این معنا باشد که فرد باید به تقدیر الهی راضی باشد و از غم و اندوه ناامید نشود. همچنین، این غزل میتواند به فرد یادآوری کند که دنیا فانی است و باید به دنبال ارزشهای ماندگار باشد.