یارم چو قدحْ به دست گیرد
بازارِ بُتانْ شکست گیرد
هر کس که بدیدْ چشم او گفت
کو محتسبی که مست گیرد؟
در بحرْ فِتادهام چو ماهی
تا یار مرا به شَست گیرد
در پاشْ فِتادهام به زاری
آیا بُوَد آن که دست گیرد؟
خُرَّم دلِ آن که همچو حافظ
جامی ز مِیِ اَلَست گیرد
این غزل زیبا و پرشور حافظ، به زیبایی عشق سوزان شاعر به معشوق را به تصویر میکشد. شاعر در این غزل، با استفاده از نمادهای شراب، بید مجروح و دریا، به بیان عمق احساسات خود میپردازد.
در این غزل، شاعر به شدت عاشق معشوق خود است و از این عشق رنج میبرد. او احساس میکند که در دریای عشق غرق شده و هر لحظه در انتظار یک نگاه یا لبخندی از معشوق است. شاعر با استفاده از نمادهای شراب، بید مجروح و دریا، به عمق احساسات خود و بیپناهیاش در برابر عشق معشوق اشاره میکند.
پیام اصلی این غزل، بیان عمق عشق و رنج ناشی از آن است. شاعر با زبانی شیوا و احساساتی، به خواننده نشان میدهد که عشق میتواند هم شیرینترین و هم تلخترین تجربه زندگی باشد.
در کل، این غزل حافظ، یک اثر عاشقانه و پرشور است که به خوبی توانسته است احساسات درونی شاعر را به تصویر بکشد.