بیا که تُرکِ فلک خوانِ روزه غارت کرد
هلالِ عید به دورِ قدح اشارت کرد
ثوابِ روزه و حجِ قبول آن کس بُرد
که خاکِ میکدهٔ عشق را زیارت کرد
مُقامِ اصلیِ ما گوشهٔ خرابات است
خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد
بهایِ بادهٔ چون لعل چیست؟ جوهرِ عقل
بیا که سود کسی بُرد، کاین تجارت کرد
نماز در خَمِ آن ابروانِ محرابی
کسی کُنَد که به خونِ جگر طهارت کرد
فغان که نرگس جَمّاشِ شیخِ شهر امروز
نظر به دُردکشان از سرِ حقارت کرد
به رویِ یار نظر کن ز دیده مِنّت دار
که کاردیده، نظر از سرِ بِصارت کرد
حدیثِ عشق ز حافظ شنو نه از واعظ
اگر چه صنعتِ بسیار در عبارت کرد
غزل شماره 131 حافظ یکی از غزلهای مشهور و پر از نکتههای عرفانی و اجتماعی این شاعر بزرگ است. این غزل به دلیل استفاده از نمادها و استعارههای فراوان، همواره مورد توجه مفسران و علاقهمندان به شعر حافظ بوده است.
در این غزل، حافظ به توصیف عشق سوزان خود به معشوق پرداخته است. او با استفاده از نمادهای طبیعت مانند بلبل، گل و شراب، به بیان احساسات درونی خود پرداخته است.
این غزل مانند بسیاری از غزلهای حافظ، دارای لایههای معنایی متعدد است و هر خوانندهای با توجه به جهان بینی خود میتواند تفسیرهای متفاوتی از آن ارائه دهد. برخی مفسران بر جنبه عاشقانه این غزل تاکید دارند و برخی دیگر بر جنبههای عرفانی آن.
غزل شماره 130 حافظ، یک اثر عاشقانه و عرفانی است که خواننده را به دنیای عواطف و جستجوی حقیقت میبرد. این غزل، به عنوان یکی of the شاهکارهای حافظ شناخته میشود و همواره مورد توجه علاقهمندان به شعر بوده است.