روشنیِ طلعتِ تو ماه ندارد
پیشِ تو گُل، رونقِ گیاه ندارد
گوشهٔ ابرویِ توست منزلِ جانم
خوشتر از این گوشه، پادْشاه ندارد
تا چه کُنَد با رخِ تو دودِ دلِ من
آینه دانی که تابِ آه ندارد
شوخیِ نرگس نگر که پیشِ تو بشکفت
چشمْ دریده، ادب نگاه ندارد
دیدم و آن چشمِ دلْسیه که تو داری
جانبِ هیچ آشنا نگاه ندارد
رَطلِ گرانم ده ای مریدِ خرابات
شادیِ شیخی که خانقاه ندارد
خون خور و خامُش نشین که آن دلِ نازک
طاقتِ فریاد دادخواه ندارد
گو برو و آستین به خونِ جگر شوی
هر که در این آستانه راه ندارد
نی منِ تنها کشم تَطاولِ زلفت
کیست که او داغِ آن سیاه ندارد؟
حافظ اگر سجدهٔ تو کرد مکن عیب
کافرِ عشق ای صنم گناه ندارد
غزل شماره 127 حافظ یکی از مشهورترین و پر از نکتههای عرفانی و عاشقانه این شاعر بزرگ است. این غزل به دلیل استفاده از نمادها و استعارههای فراوان، همواره مورد توجه مفسران و علاقهمندان به شعر حافظ بوده است.
در این غزل، حافظ به توصیف زیبایی بینظیر معشوق پرداخته است. او با استفاده از تشبیهات زیبا و عبارات دلنشین، زیبایی معشوق را به تصویر کشیده است. این غزل، نشاندهندهی عشق عمیق و وابستگی شدید شاعر به معشوق است.
در کل، غزل 127 حافظ، یک اثر عاشقانه و پر از احساسات است که خواننده را به دنیای عواطف و زیباییهای طبیعت میبرد.
نکات تکمیلی: