از آتش تو فتاده جانم در جوش
وز باده تو شده است جانم مدهوش
از حسرت آنکه گیرمت در آغوش
هرجای کنم فغان و هر سوی خروش
این رباعی به اشتیاق بیحد عاشق به وصال معشوق و بیقراری او میپردازد. مولانا میفرماید: «از آتش تو (عشق تو)، جانم در جوش و خروش افتاده است،» «و از بادهی تو، جانم مدهوش شده است.» «از حسرت آنکه تو را در آغوش گیرم،» «هر جا فغان و هر سو خروش میکنم.» این رباعی، بیانگر شدت تأثیر عشق و شراب معشوق بر عاشق که او را به بیقراری و فغان و خروش واداشته است، و نشاندهندهی حسرت عمیق او برای وصال.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی