صد بار بگفتمت ز مستان مگریز
جان در کفمان سپار و بستان مگریز
از من بشنو گریز پا سر نبرد
گر جان خواهی ز حلقهٔ جان مگریز
این رباعی به دعوت به همراهی با مستان عشق و عدم گریز از مسیر جانفشانی میپردازد. مولانا میفرماید: «صد بار به تو گفتم که از مستان (عاشقان) مگریز،» «جان در کف ما بگذار و جان بستان و مگریز.» «از من بشنو، کسی که گریزپا باشد، به سر منزل (مقصود) نمیرسد،» «اگر جان (معنای حقیقی) میخواهی، از حلقهی جان (عاشقان) مگریز.» این رباعی، بیانگر لزوم پیوستن به جمع عاشقان و سپردن جان در این راه، و نشاندهندهی این که گریز از این مسیر، مانع رسیدن به حقیقت و کمال است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی