گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
گفتم که شوم شمع من پروانه
ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر
این رباعی به طلب مرگ از معشوق و فنای عاشق در راه او میپردازد. مولانا میفرماید: «گفتم: “نشان بده چگونه بمیرم؟”» «گفتم که: “روغن (وجود) من آب شد (از شدت عشق).” او گفت: “بمیر!”» «گفتم که: “من پروانهی تو شوم ای کسی که رویت شمع روشن من است.” او گفت: “بمیر!”» این رباعی، بیانگر تمنای عاشق برای فنا در معشوق، و نشاندهندهی این که معشوق خواهان فنای کامل عاشق است تا اوج عشق محقق شود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی