هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد
هم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد
گر من میرم مرا مگوئید که مرد
کو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد
این رباعی به فنای عاشق در معشوق و حیات جاوید او میپردازد. مولانا میفرماید: «هم کفرم و هم دینم و هم صافم و هم درد (همه اضداد را در خود دارم)،» «هم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد (همه مراحل حیات را تجربه میکنم).» «اگر من بمیرم، مرا نگویید که “مرد!”» «زیرا (او) مرده بود و (با عشق) زنده شد و دوست او را با خود برد.» این رباعی، بیانگر جمع اضداد در وجود عاشق فانیشده در حق، و نشاندهندهی حیات جاویدان عاشق پس از فنا در معشوق که مرگ ظاهری او، عین زندگی حقیقی است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی