مردیکه بهست و نیست قانع گردد
هست و عدم او را همه تابع گردد
موقوف صفات و فعل کی باشد او
کز صنع برون آید و صانع گردد
این رباعی به مقام سالک واصل و تسلط او بر هستی میپردازد. مولانا میفرماید: «مردی که به هست و نیست (وجود و عدم) قانع شود (و از آنها بگذرد)،» «هست و عدم، همگی تابع او میشوند.» «او چگونه وابسته به صفات و افعال باشد؟» «که از آفرینش بیرون میآید و خود صانع (آفریننده) میشود (قدرت خالقیت مییابد).» این رباعی، بیانگر مقامی که سالک پس از گذر از هستی و نیستی بدان میرسد و بر آنها مسلط میشود، و نشاندهندهی این که او از قید صفات و افعال رها شده و به مرتبهای از خلاقیت الهی میرسد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی