کو پای که او باغ و چمن را شاید
کو چشم که او سرو و سمن را شاید
پای و چشمی یکی جگر سوختهای
بنمای یکی که سوختن را شاید
این رباعی به بیارزشی دیدهها و قدمهای ظاهری و لزوم سوختن در عشق میپردازد. مولانا میفرماید: «کجاست پایی که شایستهی رفتن در باغ و چمن باشد؟» «کجاست چشمی که شایستهی دیدن سرو و یاسمن باشد؟» «(بلكه) پای و چشمی (آن است که) یک جگر سوختهای (باشد)،» «یکی را نشان بده که شایستهی سوختن (در آتش عشق) باشد.» این رباعی، بیانگر این که زیباییهای ظاهری دنیا بیارزش هستند و آنچه مهم است، سوختن در آتش عشق و فنا است، و نشاندهندهی این که تنها کسی که آمادگی فنا را دارد، شایستهی قدم گذاشتن در این راه است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی