گر با دل و دنده هیچ کارم افتد
در وقت وصال آن نگارم افتد
خون دل ز آب دیده زان میبارم
تا آن دل و دیده در کنارم افتد
این رباعی به امید عاشق به وصال و اشک خونین در انتظار آن میپردازد. مولانا میفرماید: «اگر با دل و دنده (وجودم) هیچ کاری برایم پیش آید،» «(این کار) در زمان وصال آن نگارم (معشوقم) پیش آید.» «خون دل را با اشک چشم از این رو میبارم،» «تا آن دل (معشوق) و دیده (نگاه او) در کنار من افتد (و به وصال برسم).» این رباعی، بیانگر آرزوی عاشق برای وصال معشوق که تنها هدف اوست، و نشاندهندهی رنج و اشک خونین او در انتظار این وصال که امیدوار است با آن به مطلوب خود برسد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی