عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود
در مذهب عشق کفر و ایمان نبود
در عشق تن و عقل و دل و جان نبود
هرکس که چنین نگشت او آن نبود
این رباعی به فرا رفتن عشق از قید و بندهای ظاهری و مفاهیم متعارف میپردازد. مولانا میفرماید: «عاشق را یقین بدان که (با تعریف عادی) مسلمان نیست،» «در مذهب عشق، کفر و ایمان (به معنای متداول) وجود ندارد.» «در عشق، (دیگر) تن و عقل و دل و جان (به صورت جداگانه) وجود ندارد (همه محو میشوند)،» «هر کس که چنین نشد، او عاشق حقیقی نیست.» این رباعی، بیانگر فرا رفتن عشق حقیقی از تمام قید و بندهای دینی و مفهومی، و نشاندهندهی لزوم فنای تن و عقل و دل و جان برای رسیدن به مرتبهی عشق واقعی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی