صبح آمد و وقت روشنائی آمد
شبخیزان را دم جدائی آمد
آن چشم چو پاسبان فروبست بخواب
وقت هوس شکر ربائی آمد
این رباعی به آمدن صبح و بیدار شدن از خواب غفلت میپردازد. مولانا میفرماید: «صبح آمد و وقت روشنایی (و بیداری) آمد،» «برای شبزندهداران (و اهل شببیداری)، لحظهی جدایی (از خواب و تاریکی) آمد.» «آن چشم (معشوق یا بیدارگر) که همچون پاسبان بود، به خواب فرو رفت،» «وقت هوس شکرربایی (لذت بردن از شهد وصل) آمد.» این رباعی، بیانگر طلوع روشنایی و پایان شب (نماد غفلت یا انتظار)، و نشاندهندهی رسیدن وقت بهرهمندی از لذتهای معنوی و وصال که پس از شببیداری و انتظار حاصل میشود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی