دلها به سماع بیقرار افتادند
چون ابر بهار پر شرار افتادند
ای زهرهٔ عیش کف رحمت بگشای
کاین مطرب و کف و دف ز کار افتادند
این رباعی به شور و هیجان دلها در سماع و نیاز به رحمت الهی میپردازد. مولانا میفرماید: «دلها در سماع (رقص صوفیانه) بیقرار شدند،» «چون ابر بهار (که از باران پر است)، پر از شراره (شوق و آتش عشق) شدند.» «ای زهرهی عیش (معشوق یا بادهدهنده)، دست رحمتت را بگشا،» «که این مطرب و کفزدن و دفزدن (آلات سماع) از کار افتادند (و دیگر کفایت نمیکنند).» این رباعی، بیانگر اوج شور و حال دلها در سماع که تا مرز بیقراری و شعلهور شدن پیش میرود، و نشاندهندهی نیاز به رحمت و فیض مستقیم الهی که از هر ابزار و واسطهای فراتر است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی