در باغ هزار شاهد مهرو بود
گلها و بنفشههای مشکین بو بود
وان آب زره زره که اندر جو بود
این جمله بهانه بود و او خود او بود
این رباعی به منشأ واحد زیباییها در عالم هستی (حق تعالی) میپردازد. مولانا میفرماید: «در باغ، هزار شاهد زیبا (و دوستداشتنی) بود،» «گلها و بنفشههای خوشبو بود،» «و آن آب قطره قطره که در جوی بود،» «(اما) این همه (زیباییها) بهانه بود و او (معشوق اصلی، حق تعالی) خود او بود (یعنی همه اینها تجلیات او بودند).» این رباعی، بیانگر وحدت وجود و این حقیقت که تمام زیباییها و موجودات در عالم، تجلیات یک ذات واحد (حق تعالی) هستند و بقیهی آنها تنها بهانه و واسطه هستند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی