جان باز که وصل او به دستان ندهند
شیر از قدح شرع به مستان ندهند
آنجا که مجردان بهم مینوشند
یک جرعه به خویشتنپرستان ندهند
این رباعی به شرایط رسیدن به وصال الهی و عدم تعلق آن به ظاهرگرایان میپردازد. مولانا میفرماید: «جان خود را بباز (فدا کن)، زیرا وصل او (خداوند) را با فریب و حیله (یا بدون فداکاری) نمیدهند،» «(و) شیر (جان و باطن) را از جام شریعت (ظاهر دین) به مستان (عاشقان) نمیدهند (اینها دو مقولهی جداگانه هستند).» سپس به مقام مجردان و محرومیت خودپرستان اشاره میکند: «در آنجا که مجردان (اهل فنا) با یکدیگر (شراب عشق) مینوشند،» «حتی یک قطره به خودپرستان (اهل نفس) نمیدهند.» این رباعی، بیانگر لزوم فداکاری و رهایی از نفس برای رسیدن به وصال و تأکید بر تفاوت میان ظاهر و باطن دین، و نشاندهندهی محرومیت اهل خودبینی از شراب عشق الهی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی