با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد
با عشق تو از شمع و چراغ اندیشد
گویند که قوت دماغ از خوابست
عاشق کی شد که از دماغ اندیشد
این رباعی به بینیازی عاشق از هر زیبایی و قوت دنیوی در برابر معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «با وجود روی تو (ای معشوق)، هیچ کس به باغ (و زیباییهای آن) فکر نمیکند،» «با عشق تو، (هیچ کس) به شمع و چراغ (و نورهای دنیوی) فکر نمیکند.» سپس به فنای عقل عاشق اشاره میکند: «میگویند که قوت و نیروی مغز از خواب است،» «چه کسی عاشق شد که به مغز (عقل) فکر کند؟ (عاشق عقل خود را رها میکند).» این رباعی، بیانگر قدرت مسحورکنندهی معشوق که تمام زیباییها و نیازهای دنیوی را بیاعتبار میسازد، و نشاندهندهی فنای عقل و بیخبری عاشق از امور مادی در پرتو عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی