ای مرغ عجب که صید تو شیرانند
گمگشتهٔ سودای تو جان سیرانند
خرم زی و آسوده که این شهر از تو
زیران ز بران و زبران زیرانند
این رباعی به قدرت معشوق در اسیر کردن بزرگان و شادمانی از تأثیر او میپردازد. مولانا میفرماید: «ای مرغ عجیب (معشوق) که شیران (دلیران و بزرگان) صید تو هستند،» «جانهای سیر و سیراب از هر چیز، گمگشته و واله در سودای تو هستند.» سپس به آرامش و شادمانی از این تأثیر اشاره میکند: «شاد و آسوده زندگی کن، زیرا این شهر (دنیا) به واسطهی تو،» «پاییندستان، بالاتر از بالادستان و بالادستان، پایینتر از پاییندستان شدهاند (همه از جایگاه خود خارج شده و در بینظمی عشق فرو رفتهاند).» این رباعی، بیانگر قدرت مطلق معشوق در اسیر کردن بزرگان و تغییر نظم و ترتیب عالم به واسطهی عشق خود، که این وضعیت خود باعث شادی و خرمی است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی