از نیکی تو طبع بداندیش نماند
نی غصه و نی غم نه کم و بیش نماند
از خیل، جلالت تو عالم بگرفت
تا جمله ملک شدند و درویش نماند
این رباعی به فراگیری نیکی و جلال معشوق و تأثیر آن بر عالم میپردازد. مولانا میفرماید: «از نیکی و لطف تو (ای معشوق)، طبع بداندیش و بدخواه باقی نمیماند (و همه نیکو میشوند)،» «نه غصه و نه غم، و نه کم و زیادی باقی نمیماند (همه چیز به کمال و تعادل میرسد).» سپس به تجلی جلال معشوق در عالم اشاره میکند: «جلال و عظمت تو، عالم را (با لشگر و شکوه) فرا گرفت،» «تا همهی (موجودات) پادشاه شدند و هیچ درویشی (نیازمندی) باقی نماند.» این رباعی، بیانگر قدرت بینظیر نیکی و جلال معشوق که تمام عالم را متحول ساخته و همه را به مقام بینیازی و کمال میرساند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی