آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد
من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد
آن پیرهن یوسف خوشبوی کجاست
کامروز ز پیراهن تو بوی برد
این رباعی به تأثیر عمیق و جهانی بوی معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «آن لحظه که از پیراهن تو (ای معشوق) بویی (عطری) برسد،» «من خود چه هستم؟ (ناچیزم) چرخ و فلک هم جامهی خود را (از شدت وجد) پاره میکنند!» سپس به برتری بوی معشوق بر بوی یوسف اشاره میکند: «آن پیراهن خوشبوی یوسف کجاست،» «که امروز از پیراهن تو بویی (حیاتبخش و شگفتانگیز) ببرد؟ (یعنی بوی تو از بوی یوسف نیز برتر است).» این رباعی، بیانگر قدرت فراگیر و حیاتبخش بوی معشوق که نه تنها عاشق را به وجد میآورد، بلکه تمام عالم را تحت تأثیر قرار میدهد و از هر بوی خوش دیگری برتر است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی