آن کس که ترا بیند و خندان نشود
وز حیرت تو گشاده دندان نشود
چندانکه بود هزار چندان نشود
جز کاهگل و کلوخ زندان نشود
این رباعی به نشانههای دیدن معشوق حقیقی و بیارزشی دنیا میپردازد. مولانا میفرماید: «آن کس که تو (معشوق) را ببیند و شاد و خندان نشود،» «و از حیرت تو، دهانش باز نماند،» «(او) هرچقدر که باشد، هزاران برابر هم نمیشود (و به کمال نمیرسد)،» «و جز کاهگل و کلوخ (از دنیا) برای او زندان نخواهد شد (و در قید ماده خواهد ماند).» این رباعی، بیانگر عظمت و تأثیر شگرف دیدار معشوق حقیقی که هر کس او را ببیند، به وجد میآید، و بیانگر نادانی و نقص کسی که از این دیدار بیبهره است و در زندان مادیات گرفتار میماند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی