آن عشق که برق و بوش تا فرق رسید
مالم همه خورد و کار با دلق رسید
آبی که از آن دامن خود میچیدم
اکنون جوشیده است و تا حلق رسید
این رباعی به شدت عشق و تأثیر فراگیر آن بر عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «آن عشقی که برق (شراره) و بوی آن (حتی) تا فرق سر (وجودم) رسید،» «تمام دارایی و اموال مرا مصرف کرد و کارم به دلق (لباس پاره) کشید (مرا بیچیز کرد).» سپس به بیقراری و فوران عشق اشاره میکند: «آبی که از آن (عشق)، دامنم را جمع میکردم (و از آن پرهیز میکردم)،» «اکنون جوشیده است و تا حلقم رسید (و مرا در خود غرق کرده است).» این رباعی، بیانگر قدرت ویرانگر و در عین حال حیاتبخش عشق که تمام هستی مادی عاشق را از بین میبرد و او را در دریای خود غرق میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی