آن روز که جانم ره کیوان گیرد
اجزای تنم خاک پریشان گیرد
بر خاک بانگشت تو بنویس که خیز
تا برجهم از خاک و تنم جان گیرد
این رباعی به آرزوی عاشق برای حیات دوباره با اشارهی معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «آن روز که جانم (پس از مرگ)، راه آسمان (و عالم بالا) را در پیش گیرد،» «اجزای بدنم، خاک پریشان و پراکنده را فرا گیرد (و در زمین متلاشی شود).» سپس به قدرت احیاگر معشوق اشاره میکند: «(آن روز)، بر خاک (مزارم) با انگشت خود بنویس که: ‘برخیز!’» «تا (در دم) از خاک برخیزم و بدنم جان گیرد (دوباره زنده شوم).» این رباعی، بیانگر ایمان عاشق به قدرت مطلق معشوق که میتواند حتی مردگان را زنده کند و شدت اشتیاق او برای حیات ابدی با یک اشارهی معشوق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی