یاری که به نزد او گل و خار یکیست
در مذهب او مصحف و زنار یکیست
ما را غم آن یار چرا باید خورد
کو را خر لنگ و اسب رهوار یکیست
این رباعی به بیتفاوتی معشوق نسبت به ظواهر و تفاوتها میپردازد. مولانا میفرماید: «یاری (معشوقی) که نزد او، گل و خار یکی است (تفاوتی بین خوب و بد نمیبیند)،» «در آیین او، قرآن و زنار (نماد کفر) یکی است (و به باطن همه چیز مینگرد).» سپس به سؤال از چرایی غم او اشاره میکند: «ما چرا باید غم آن یار را بخوریم،» «که نزد او، خر لنگ و اسب راهوار (ارزشها) یکی است؟ (یعنی به هیچ چیز جز حقیقت باطنی توجه نمیکند).» این رباعی، بیانگر مقام بیتفاوتی معشوق الهی نسبت به تمایزات ظاهری و اینکه غم خوردن برای چنین معشوقی، به دلیل بیتوجهی او به ظواهر، بیمعنا به نظر میرسد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی