کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
کس نیست که اندر سرش این سودا نیست
سررشتهٔ آن ذوق کزو خیزد شوق
پیداست که هست آن ولی پیدا نیست
این رباعی به فراگیری عشق و شوق در وجود انسانها و ماهیت پنهان منشأ آن میپردازد. مولانا میفرماید: «هیچ کس نیست که در هوسی (آرزویی) شیدا و دیوانه نباشد،» «هیچ کس نیست که این سودا (فکر و آرزو) در سرش نباشد (همه در پی چیزی هستند).» سپس به منشأ پنهان شوق اشاره میکند: «سررشتهی آن ذوق و لذت که شوق از آن برمیخیزد،» «آشکار است که وجود دارد، اما خود آن آشکار و پیدا نیست (پنهان است).» این رباعی، بیانگر وجود عشق و آرزو در سرشت همهی انسانها و اشاره به حقیقت پنهانی که منشأ تمامی این شوقهاست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی