عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت
در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت
چون در سرشان جایگه پند ندید
پای همه بوسید و ره خویش گرفت
این رباعی به ناتوانی عقل در برابر عشق و تسلیم آن میپردازد. مولانا میفرماید: «عقل آمد و پند دادن و نصیحت کردن به عاشقان را پیشه کرد،» «(در این راه) نشست و راهزنی و مانعتراشی را شیوه خود ساخت.» سپس به عجز عقل در برابر عاشقان اشاره میکند: «چون در سر عاشقان جایی برای پند و نصیحت ندید (و آنها به پند عقل گوش نمیدادند)،» «پای همهی آنها را بوسید (و تسلیم شد) و راه خود را در پیش گرفت (و از مداخله دست کشید).» این رباعی، بیانگر برتری و غلبهی عشق بر عقل که در نهایت، عقل را مجبور به تسلیم و کنار کشیدن میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی