دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت
والله که نخورد آنقدح را و بریخت
دل قالب مرده دید خود را بیتو
اینست سزای آنکه از جان بگریخت
این رباعی به انزجار دل عاشق از هر شادی بدون معشوق و حیات او تنها با حضور معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «دل (عاشق) چون شادمانی و طرب را برمیانگیخت (و فرصتی برای شادی داشت)، یاد تو (ای معشوق) را کرد،» «به خدا سوگند که آن قدح (شراب شادی) را ننوشید و (بر زمین) ریخت.» سپس به بیارزشی زندگی بدون معشوق اشاره میکند: «دل خود را (در این حالت) بدون تو، مانند قالبی مرده دید،» «این (مرگ و بیارزشی) سزای کسی است که از جان (حقیقی و وجود تو) دوری کرد.» این رباعی، بیانگر دلبستگی مطلق عاشق به معشوق و اینکه هرگونه شادی و زندگی بدون حضور او، بیمعنی و بیارزش است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی