مه دوش به بالین تو آمد به سرای
گفتم که ز غیرتش بکوبم سر و پای
مه کیست که او با تو نشیند یک جای
شب گرد جهان دیده و انگشت نمای
این رباعی به حسادت عاشق نسبت به هر موجودی که به معشوق نزدیک میشود میپردازد. مولانا میفرماید: «ماه دیشب به بالین تو به خانه آمد،» «گفتم که از غیرتش، سر و پایش را بکوبم.» «ماه کیست که او با تو یکجا بنشیند؟» «(آن) شب، جهان را دیده و انگشتنما شده است!» این رباعی، بیانگر این است که عاشق، چنان به معشوق غیرت دارد که حتی ماه را نیز بر نمیتابد، و نشاندهندهی شدت عشق و تعلق او.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی