گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی
دیوانه توئی که عقل از من جوئی
گفتی که چه بیشرم و چه آهن روئی
آئینه کند همیشه آهن روئی
این رباعی به عشق عاشق و عدم درک او توسط عقلگرایان میپردازد. مولانا میفرماید: «(تو) گفتی که: “تو دیوانه و مجنون هستی!”» «دیوانه تویی که عقل را از من میجویی!» «(تو) گفتی که: “چه بیشرم و چه بیحیا هستی!”» «آینه همیشه بیحیا (بدون شرم) عمل میکند (حقیقت را نشان میدهد)!» این رباعی، بیانگر این است که عاشق، در راه عشق، از عقل رها شده و بیشرمانه حقیقت را مینمایاند، و نشاندهندهی این که عقل، قادر به درک این حالات نیست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی