شمعی است دل مراد افروختنی
چاکیست ز هجر دوست بردوختنی
ای بیخبر از ساختن و سوختنی
عشق آمدنی بود نه آموختنی
این رباعی به فطری بودن عشق و عدم امکان آموختن آن میپردازد. مولانا میفرماید: «دل شمعی است که باید آن را افروخت،» «جراحتی است از هجر دوست که باید آن را دوخت.» «ای بیخبر از ساختن و سوختن،» «عشق آمدنی بود، نه آموختنی!» این رباعی، بیانگر این است که عشق یک موهبت الهی است که باید آن را تجربه کرد و نمیتوان آن را با یادگیری به دست آورد، و نشاندهندهی فطری بودن عشق.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی