رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
این رباعی به درمان عشق توسط طبیب الهی و لزوم فنای نفس میپردازد. مولانا میفرماید: «به طبیب رفتم و گفتم: “ای بینا،”» «”برای افتادهی عشق چه میگویی؟”» «(طبیب) فرمود: “ترک صفات و محو وجود کن،”» «یعنی که: “از هر چه هست، بیرون بیا!”» این رباعی، بیانگر این است که درمان عشق، در فنای نفس و رهایی از تعلقات است، و نشاندهندهی لزوم بیخودی و ترک هستی ظاهری برای رسیدن به هستی حقیقی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی