تو سیر شدی من نشدم زین مستی
من نیست شدم تو آنچه هستی هستی
تا آب ز نا و آسیا میریزد
میگردد سنگ و میزخد در پستی
این رباعی به فنای عاشق در عشق و بقای معشوق میپردازد. مولانا میفرماید: «تو سیر شدی و من از این مستی سیر نشدم،» «من فانی شدم، تو هرچه هستی، همان هستی.» «تا آب از چاه و آسیاب میریزد،» «سنگ (آسیاب) میچرخد و در پستی (پایین) میگردد!» این رباعی، بیانگر این است که عاشق در عشق معشوق، فانی میشود، اما معشوق همیشه باقی است، و نشاندهندهی تداوم تأثیر معشوق بر عاشق حتی پس از فنای او.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی