با یار به گلزار شدم رهگذری
بر گل نظری فکندم از بیخبری
دلدار به من گفت که شرمت بادا
رخسار من اینجا و تو بر گل نگری
این رباعی به اولویت معشوق بر هر زیبایی دیگری میپردازد. مولانا میفرماید: «با یار به گلزار شدم، رهگذرانه،» «بر گل نگاهی انداختم از بیخبری.» «دلدار به من گفت که “شرمت باد!» «”روی من اینجاست و تو بر گل نگاه میکنی؟!”» این رباعی، بیانگر این است که در حضور معشوق، هیچ زیبایی دیگری نباید مورد توجه قرار گیرد، و نشاندهندهی حسادت معشوق و لزوم توجه کامل عاشق به او.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی