با قلاشان چو رد نهادی پائی
در عشق چو پخت جان تو سودائی
رنجه مشو و به هیچ جائی مگریز
میدان که از این سپس نگنجی جائی
این رباعی به تحمل سختیها در راه عشق و عدم گریز از آن میپردازد. مولانا میفرماید: «چون با قلندران پا به راه نهادی،» «و جان تو در عشق پخته و سودایی شد،» «رنجیده خاطر مشو و به هیچ جایی فرار نکن،» «بدان که از این پس در هیچ جایی نمیگنجی!» این رباعی، بیانگر این است که ورود به راه عشق، مستلزم تحمل سختیهاست، و نشاندهندهی این که پس از ورود به این راه، دیگر بازگشتی نیست و عاشق در هیچ مکان دیگری آرام نمیگیرد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی