با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
دل گفت مرا سخن غلط میرانی
من لازم خدمتم تو سرگردانی
این رباعی به گفتگوی انسان با دل و توهمات او میپردازد. مولانا میفرماید: «با دل گفتم که: “ای دل! از نادانی،”» «”محروم از خدمت شدهای، میدانی؟”» «دل به من گفت: “سخن اشتباه میگویی،”» «”من لازم خدمت هستم، تو سرگردانی!”» این رباعی، بیانگر این است که دل همیشه آمادهی خدمت به حق است، اما انسان در اثر نادانی از آن غافل میشود، و نشاندهندهی این که سرگردانی از خود انسان است نه از دل.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی