ای نفس عجب که با دلم همنفسی
من بندهٔ آن صبح که خندان برسی
ای در دل شب چو روز آخر چه کسی
هم شحنه و دزد و خواجه و هم عسسی
این رباعی به توصیف نفس و نقشهای متناقض آن در انسان میپردازد. مولانا میفرماید: «ای نفس! عجیب است که با دلم همنفسی،» «من بندهی آن صبحم که خندان (شاد) برسی.» «ای که در دل شب، چون روز (روشن) هستی، آخر تو کیستی؟» «هم شحنه (پاسبان) و دزد و خواجه (صاحب) و هم عسس (مامور شب) هستی!» این رباعی، بیانگر پیچیدگی نفس انسان که هم میتواند هدایتگر باشد و هم گمراه کننده، و نشاندهندهی این که نفس میتواند نقشهای متضادی را ایفا کند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی