ای شاخ گلی که از صبا میرنجی
ور زانکه گلی تو پس چرا میرنجی
آخر نه صبا مشاطهٔ گل باشد
این طرفه که از لطف خدا میرنجی
این رباعی به نکوهش از گلهمندی از لطافت و نعمتهای الهی میپردازد. مولانا میفرماید: «ای شاخ گلی که از باد صبا میرنجی،» «وگرنه اگر گلی، پس چرا میرنجی؟» «آخر نه صبا آرایشگر گل است؟» «این عجیب است که از لطف خدا میرنجی!» این رباعی، بیانگر این است که گاه انسان از نعمتها و لطافتهای الهی نیز میرنجد، و نشاندهندهی ناسپاسی و عدم درک حقیقی از لطف الهی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی