ای در دل من نشسته بگشاده دری
جز تو دگری نجویم و کو دگری
با هرکه ز دل داد زدم دفعی گفت
تو دفع مده که نیست از تو گذری
این رباعی به یگانگی معشوق در دل عاشق و بینیازی از دیگران میپردازد. مولانا میفرماید: «ای آنکه در دل من نشسته و دری گشودهای،» «جز تو دیگری را نمیجویم و دیگری کجاست؟» «با هر که از دل حرف زدم، دفعم کرد،» «تو دفعم مکن که از تو گریزی نیست!» این رباعی، بیانگر این است که معشوق، یگانه منبع آرامش و حضور در دل عاشق است، و نشاندهندهی عدم گریز عاشق از او در هر شرایطی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی