گفتم که توئی می و منم پیمانه
من مردهام و تو جانی و جانانه
اکنون بگشا در وفا گفت خموش
دیوانه کسی رها کند در خانه
این رباعی به وحدت وجود عاشق و معشوق و عدم جدایی آنها میپردازد. مولانا میفرماید: «گفتم که تویی می و منم پیمانه،» «من مردهام و تو جان و جانانه.» «اکنون در وفا را بگشا، گفت: “خاموش!”» «آیا کسی دیوانهای را در خانه رها میکند؟» این رباعی، بیانگر این است که عاشق چنان در معشوق فنا شده که خود را پیمانه و معشوق را می میداند، و نشاندهندهی عدم امکان جدایی آنها که معشوق از عاشق دیوانهی خود جدا نمیشود.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی