گفتم چکنم گفت که ای بیچاره
جمله چکنم بسازم آن یکباره
ور خود چکنم زیان شوی آواره
آنجا بروی که بودهای همواره
این رباعی به لزوم تسلیم به قضا و قدر و بازگشت به اصل خود میپردازد. مولانا میفرماید: «گفتم: “چه کنم؟” گفت: “ای بیچاره،» «همهی ‘چه کنمها’ را یکباره رها کن.» «وگرنه اگر ‘چه کنم’ کنی، آواره و زیانکار شوی،» «آنجا بروی که همواره بودهای (به اصل خود بازگردی).» این رباعی، بیانگر این است که برای رسیدن به آرامش و حقیقت، باید از سؤال و جوابهای بیحاصل رها شد و نشاندهندهی لزوم تسلیم به تقدیر الهی.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی