ای پردهٔ پندار پسندیدهٔ تو
وی وهم خودی در دل شوریدهٔ تو
هیچی تو و هیچ را چنین گوهر
به زین نتوان نهاد در دیدهٔ تو
این رباعی به نکوهش پندار خودی و دعوت به فنا در حق میپردازد. مولانا میفرماید: «ای پردهی پندار پسندیدهی تو،» «ای وهم خودی در دل شوریدهی تو.» «تو هیچ هستی و هیچ را چنین گوهر (ارزش)،» «بهتر از این نمیتوان در دیدهی تو نهاد (تو خود هیچ را ارزشمند میبینی).» این رباعی، بیانگر این است که پندار خودی، پردهای بر روی حقیقت است و نشاندهندهی لزوم رهایی از این پندار برای درک حقیقت.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی