از گنج قدم شدیم ویرانهٔ او
ز افسانهٔ او شدیم افسانهٔ او
آوخ که ز پیمان و ز پیمانهٔ او
کس خانهٔ خود نداند از خانه او
این رباعی به تأثیر ویرانگر و در عین حال سازندهی معشوق بر عاشق میپردازد. مولانا میفرماید: «از گنج قدم (قدیم بودن) او، ویرانهی او شدیم (در راه او ویران شدیم)،» «از افسانهی او، خودمان افسانه شدیم.» «افسوس که از پیمان و از پیمانهی او (عشق او)،» «کسی خانهی خود را از خانهی او نمیشناسد!» این رباعی، بیانگر فنای عاشق در معشوق و بیهویتی او در برابر عشق الهی، و نشاندهندهی این که عشق، انسان را چنان در خود غرق میکند که دیگر خودی برایش باقی نمیماند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: رباعی مولانا , دیوان شمس , رباعیات شمس , فال مولانا , مولانا , مثنوی معنوی , شعر فارسی , عرفان , غزلیات شمس , مولوی , تصوف , عشق , سماع , مثنوی , شعر عرفانی , قونیه , مراقبه , روحانی , فلسفه , خودشناسی , عارف , صوفی , مثنویپژوهی , شمس تبریزی , فال حافظ , دیوان حافظ , ادبیات فارسی , اشعار مولانا , مثنوی مولانا , قونیه مولانا , غزل , قصیده , شعر کلاسیک , موسیقی عرفانی , رقص سماع , مکتب مولانا , شعر درمانی , الهیات , حکمت , حقیقت , معرفت , طریقت , شریعت , وحدت وجود , فنا , بقا , نینامه , مکتوبات , فیه ما فیه , جلالالدین محمد بلخی